تقدیر, تولید ملی, کارآفرینی

گزارش یک جشن

تقدیری از فاطمه خانم و سجاد

اگر هرکس دیگری این کار رو می‎ کرد، می گذاشتیم به حساب اینکه حتما می خواد ارزون تر دربیاد. لیکن برای حاجی نمیشه به این حساب گذاشت، هر کی حاجی رو میشناسه میدونه این پولا برای حاجی ناچیزه، شاید پول یکی دو شب از هیئتاش باشه، به قول اهل فامیل حاجی پولش از پارو بالا میره. اصلا برای همینه که ارزش و تاثیرگذاری این کار چند برابر شده.

دختر حاجی پاشو کرده تو یه کفش که جاهازم باید جنس ایرانی باشه. دختر حاجی می تونست الان یخچال وایت هوس تو خونش باشه یا با ماشین لباس شویی میله  لباساش رو بشوره و یا برندهایی همچون بوش، سامسونگ، الجی و… رو بیاره تو خونش. ولی دختر حاجی با خودش فکر میکنه شاید تونست با این کار از بی کار شدن یک پدر جلوگیری کنه، شاید تونست لبخندی بر لب یک کودک بنشاند و شاید تونست قدمی برای حل معضل بیکاری برداره و شاید … برای همین اسنوا رو انتخاب میکنه.

گویی رفتار این دو گل نوشکفته به ما یاد داد که می توان به حرفهایی که عمری در گوشمان خواندند عمل کرد.

دست مریزاد آقا سجاد و فاطمه خانم و خانواده

پ.ن: امیدوارم خرید اجناس ایرانی به پشیمانی منجر نشود و رضایت نسبی برای خریدار حاصل شود تا دیگران هم به این کار ترغیب کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *