بداهه نویسی, تقبیح, زندگی

تئوری اجبار

تئوری اجبار و انتظارت بیهوده

دو سال پیش از نمایشگاه کتاب تهران، کتاب تئوری انتخاب را خریدم ولی هر دفعه که می خواستم سراغ این کتاب بروم با دیدن این دوست کلفت، دوستان دیگر را ترجیح داده و به مطالعه آنها پرداختم. البته تعاریف این کتاب را شنیده ام که فکر کنم از اسم کتاب برمی آید که ما حاصل انتخاب های خودمون هستیم و فردی که افسردگی دارد خودش این افسردگی را انتخاب کرده و احتمالا این انتخاب بیشتر به نفعش است.  ولی گاهی اتفاقاتی رخ می دهد که خود فرد انتخاب نکرده است و این عدم انتخاب منجر به انتظارات بیهوده در سایرین شده است و این انتظارات معمولا منجر به کدورت خاطر فرد می شود. به عنوان مثال فردی که سنش به 40 سال رسیده و ازدواج نکرده یا اینکه فردی بعد از 5 سال زندگی مشترک بچه دار نشده یا هنوز شغلی پیدا نکرده است. در صورتی که این افراد نمی خواستند ازدواج کنند، بچه دار شوند یا سرکار بروند، شاید بتوان تا حدی به نصیحت کنندگان حق داد ولی در صورتی که این افراد، خودشون دوست دارند این کارها بشود ولی به هر علتی انجام شدنی نبوده است، این نصیحت ها رفته رفته منجر به کدورت خاطر می شود و شاید منجر به آن شود که فرد تلاش کند که رفته رفته از جمع دوری ورزد. شاید برای کسی که حدود سی و هشتا خواستگاری رفته شنیدن اینکه چرا ازدواج نمی کنی یا ایشالا عروسیت برایش بسیار سخت باشد و این فرد چاره ای ندارد جز اینکه از این افرادی که این سوالات و تیکه پرانی ها را می کنند که عموما خانواده هستند دوری ورزد و خود را با سایر کارها سرگرم کند.در کل می توان گفت که انتخابی را که ما می خواهیم به آن دست یابیم، به هر علتی عملی نشده و اطلاع نداشتن دیگران از این مسائل خصوصی ما، می تواند موجب کدورت خاطر شود و شاید یک حرف بدون فکر ما سبب بی خوابی یک فرد تا صبح و در مراتب بالاتر نابودی یک فرد یا خانواده شود.

1 دیدگاه در “تئوری اجبار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *