بداهه نویسی, تقبیح, زندگی

اهداف مشترک مایه چسبندگی

محرم؛ فرصت سازی یا فرصت سوزی

محرم و سایر مناسبت های مذهبی و غیر مذهبی که اکثریت جامعه به آن احترام قائل هستند می تواند برای دولت ها و حکومت فرصت مناسبی به جهت اتحاد در جامعه باشد تا از این هدف های مشترک چه در شادی و چه در غم استفاده نمایند، ولی اینگونه نبوده است و برخی از افراد با سیاسی نمودن مجالس خود با بنزین به جان این مراسم 1400 ساله و سایر مراسمات افتاده اند و به سوزاندن این فرصت پدید آمده اشتغال دارند(گفته شده درآمد خوبی هم بعضا دارند) و این فرصت های به دست آمده جهت تزریق آرامش به جامعه و حال خوب کنار یکدیگر را به تهدید تبدیل کرده اند.

این هدف مشترک بوده است که توانسته 5 نسل از خانواده ما با دیدگاهای مختلف سیاسی را دور هم جمع کند تا با یاری یکدیگر بتوانیم بزرگداشتی برای امام حسین داشته باشیم و فکر می کنم بیشترین نقطه اتصال خانواده در این وسعت همین دهه اول محرم باشد که اثرات آن در ارتباطات خانوادگی و نحوه تربیت بچه ها شاید یک عمر باشد. همین هدف مشترک است که می تواند میزان تنیده شدن زوجین به یکدیگر را مشخص کند. زوجین همانند درختانی هستند که هر چه اهداف مشترک آنها بیشتر باشد می تواند شاخه و برگ های آنها را بیشتر در هم فرو ببرد و این سبب می شود که آنها به یکدیگر نیاز بیشتری داشته باشند و جداسازی آنها سخت تر می شود و هنگام جداسازی آسیب بیشتری به دو طرف وارد شود. با گذشت حدود 7 سال از ازدواج، اگر کسی از من سوال کند مهمترین معیار برای ازدواج چه می تواند باشد  به احتمال زیاد می گویم اهداف مشترک، هر چه این اهداف بیشتر و عمیق تر، دوام زندگی بیشتر خواهد بود و زندگی بیشتر می چسبه (ایهام دارد). وقتی زوجی کوهنوردی را هدف مشترک خود قرار می دهد می تواند ساعت ها درباره برنامه آخرهفته خود با هم گفت و گو کنند و بعدش نیز خاطرات مشترک زیادی با هم داشته یاشند. حال فرض کنید زوجی 4-5 هدف مشترک داشته باشد، دیگر چه چیزی و کسی می تواند تنیدگی و در هم پیچیدگی این دو درخت را از هم جدا نماید. شاید قدیمی ها به همین دلیل می دیدند تا مشکلی در زندگی زوجین به وجود می آمد، آنها را ترغیب به بچه دار شدن می کردند تا شاید ، هدف مشترک بزرگ کردن کودک مانع از طلاق شود که البته نگاه به شدت اشتباهی بود که شاید منجر به خراب شدن آینده دیگری بشود. در جمع دوستان هم چنین است که دوستانی که هدفشان  ورزش ریه است و رفتن به قهوه خانه ترجیح اولشان است، معمولا چسبندگی خاصی بینشان مشاهده می شود.

در سازمان نیز به همین گونه است، البته این بار فرمتش فرق می کند و این سازمان است که هدف را مشخص می کند و این هنر مدیر یا رهبر است که بتواند کاری کند که افراد سازمان این اهداف را به اهداف خودشان تبدیل کنند و برای رسیدن به آن بجنگند. ملت ها هم همین گونه اند، اگر افراد جامعه اهداف و ارزش های مشترکی را قبول می داشتند و فقط به صورت زبانی آن را تایید نمی کردند و کمی هم در عمل نشان می دادند، که این خاک به راحتی به چنگ نیامده و هرکس خود را مسئول در برابر هموطن خود و ارتقای ایران می دانست، شاید دیگر این همه دزدی ها، احتکارها، اختلاس ها، رشوه ها، چاپلوسی ها، از زیر کار در رفتن ها، در جای خود نبودن ها و… پدید نمی آمد.

پی نوشت 1:آدرس هیئتی که در موردش صحبت کردم: خیابان دیباجی جنوبی – خیابان سنجابی – کوچه میرفرشی/ شب ها از ساعت 7 الی 9:45 برنامه دارد ، خوشحال می شویم تشریف بیاورید. (این ساعت و مکان برای سال 1397 است)

پی نوشت 2: عکس فوق در سال 91 از هیئت خودمون گرفته شده و در جشنواره شهرداری که برای عاشورا برگزار شد، در رتبه دوم قرار گرفت و من ذوق مرگ شدم.

پی نوشت 3:منظورم از دوری از سیاست، سیاست زدگی و جناحی حرف زدن است و جناح خود را چون امام حسین دانستن وگرنه سخن از مسائل روز زدن  و دغدغه داشتن تفاوت دارد با سیاسی بازی. ما که سیب زمینی نیستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *