تقبیح, تقدیر, زندگی, کارآفرینی

دهه شصت؛ نسل طلایی

روند استخراج ثروت از دهه شصتی ها

اواخر دهه شصت است جنگ به تازگی به پایان یافته است و حالا زمان آن است که جبران مافات شود.جبران در زمینه های مختلف از جمعیت تا آبادانی، بسیاری از جوانان و میانسالان دیگر در میان ما نیستند،جبران مافات شد و به یکباره تعدادی زیادی نوزاد در این دهه متولد شد، نرخ رشد جمعیت در اوایل دهه 70 در حدود 9.3 درصد بود که به آن معنا بود هر 17-18 سال جمعیت دو برابر خواهد شد، تا آنجا که دولت تصمیم گرفت تا زوجین را هوشیار کند تا فرزند کمتری بیاورند تا جمعیت را بتواند کنترل کند. از درس تنظیم خانواده گرفته تا تبلیغاتی که می گفت فرزند کمتر ، زندگی بهتر. همین اتفاقات سبب شد که به یکباره دهه ی شصت به پرجمعیت ترین دهه تبدیل شود که با 8.5 میلیون جمعیت در حدود 21 درصد جمعیت را تشکیل می دهند. حال کسانی که کمی دید پول آفرین  و عقاب گونه داشتند، آمدند و گفتند برای این جمعیت چند میلیونی چه برنامه هایی می توان ریخت تا بتوان از این فرصتی که به وجود آمده قدری کاسبی کرد:

در دهه شصت:

مدارس زیادی توسط دولت و بخش خصوصی تاسیس شد که این مدارس هنوز جوابگوی دانش آموزان نبودند و اغلب کسانی که به مدارس دولتی می رفتند، از سر ناچاری می بایست در میزهایی با گنجایش دو نفر به صورت سه نفره می نشستند. در این دهه به علت تازه پایان یافتن جنگ، جو ایثار و شهادت غالب بود و افراد خیلی جدی به فکر خلق ثروت نبودند.

در دهه هفتاد:

این جمعیت جوان که مدرسشان تمام می شد و فارغ التحصیل می شدند، می بایست برای آینده تصمیم می گرفتند که ادامه  تحصیل بدهند و یا اینکه بروند پی کار و زندگی خودشان. افرادی که تصمیم به رفتن به  دانشگاه را گرفتند، باید از سد کنکور عبور می کردند، سدی که عبور از آن به همین سادگی ها نبود. تعداد دانشگاه کم و تعداد متقاضیان سر به فلک می کشید. اینجا بود که افرادی که دید عقابی و پولساز داشتند، آمدند تا از این نسل طلایی، پول استخراج کنند و موسسات کمک آموزشی کنکور روی کار آمدن .از مهمترین های آن می توان به موسسه آموزشی قلم چی اشاره کرد، به طوریکه انقدر درآمد کسب کرد تا با کاهش یافتن تعداد دانش آموزان، در سال 1384 تصمیم گرفت وقف عام شود.

در دهه هشتاد:

در این دهه دانشگاه آزاد به صورت قارچ گونه شروع به رشد کرد و در هر آبادی یک شعبه تاسیس کرد تا بتواند بزرگترین دانشگاه جهان را از آن خود کند. سیل جمعیتی بود که وارد دانشگاه ها می شدند و گاها صندلی هایی که انقدر زیاد  بود که پر نمی شدند. این جمعیت زیادی که در این دانشگاه تحصیل می کردند پول فراوانی را به سمت این دانشگاه سرازیر می کردند و شاید دلایل درگیری ها جهت تصاحب دانشگاه آزاد نیز به همین جهت بود.
جوانان این دهه نیاز به تفریح  داشتند و می بایست به شکلی زمان خود را پر و انرژی خود را تخلیه می کردند. در این دهه سنگ بنای باشگاه های پینت بال، کارتینگ، استخر،پارک آبی،  کافه و.. گذاشته شد و به سرعت تکثیر شد.
در اواخر این دهه، تعداد زیادی از این جوانان دهه شصتی زمان ازدواجشان فرا رسیده و می بایست مراسمی را ترتیب بدهند، به همین دلیل مشاهده شد، فعالیت هایی که مربوط به خدمات عروسی بود رشد فراوانی داشتند از جمله سالن های عروسی که در این دو دهه اخیر چند برابر شده است . فراوان کارخانه ها و سوله هایی که تبدیل به سالن عروسی شدند. آتلیه های عکاسی و آرایشگاه های زنانه نیز زیاد شدند و توانستند پول خوبی به جیب بزنند. 
برخی از افرادی که ازدواج نکردند، با افزایش سن نگران این موضوع بودند به همین جهت عمل زیبایی ، سالن هایی زیبایی و باشگاه های بدن سازی  را راه حل ازدواج خود و افزایش اعتماد به نفس خود می دانستند و نتیجه آن در کف خیابان و سطح جامعه کاملا مشخص است و پزشکان آنقدر عمل زیبایی بینی  کردند که ایران را در عمل بینی زبانزد کرده است و ایران از توریست سلامت در این حوزه درآمد خوبی دارد.

در دهه نود:

حالا در این دهه دوباره باید دانشچویان فارغ التحصیل شده را سرگرم کرد. یا باید ادامه تحصیل بدهند یا اینکه وارد بازار کار بشوند. اگر تمایل به ادامه تحصیل داشته باشند، دوستان و موسسات عزیزی جهت خدمت به این افراد وجود دارند همچون مدرسان شریف و ماهان که در تلاش جهت ارنقای سطح علمی دانشجویان کشور بدون هیچ چشم داشتی هستند. مدیران و مالکان این موسسات هم جزو آن دسته از افرادی هستند که دید عقابگونه داشته اند و توانستند ثروت عظیمی را از این نسل به دست آورند..
حال اگر افرادی از این نسل  تصمیم بگیرند وارد بازار کار شوند، به علت تعداد زیاد افراد جویای کار، افرادی می توانند کار های مناسبی تصاحب کنند که دارای مهارت های خوبی باشند. ولی باز هم افراد خدمت رسانی وجود داشتند.
حوالی  این دهه شرکت هایی به وجود آمدند که از این عطش موجود در متقاضیان کار استفاده کردند و با دادن وعده هایی که به ندرت عملی می شود برای تعداد زیادی از متقاضیان کارآفرینی کردند. شرکت های هرمی مانند پنبه ریز و بادران که آمدند با بازاریابی شبکه ای پول خوبی را از این نسل به دست آوردند. هر فرد می بایست در این شرکت ها حداقل فروشی را در ماه به دست می آوردند تا بتوانند برای ماه آینده نیز در این شرکت بمانند. این مبلغ اندک از هر نفر، سبب شد که مالکان آن شرکت ها سود عظیمی را از آن خود کنند. انقدر فروشنده های این شرکت ها زیاد شده بود که اطراف هر فرد جوان را جوان های کنه ای احاطه می کردند که می خواستند آن فرد را زیر مجموعه ی خود کنند و یا اینکه محصولی را از این شرکت ها به آنها  بفروشند. در نهایت هم معمولا خود فروشنده، از خود خرید می کرد تا بتواند حداقل خرید ماهانه خود را پر کند تا بتواند به آرزو هایی که برایش ترسیم کرده بودند برسد.
اتفاق دیگری که در این دهه رخ داد شروع پارادایم کارآفرین شدن بود که منجر به آن شد که سیل جمعیت به سمت کارآفرین شدن و کارآفرینی هجوم بیاورند. تعداد زیادی از جوان ها با الگو قرار دادن شرکت های ایرانی موفق این حوزه مانند دیجی کالا و اسنپ به این سمت رفتند که استارت آپ آن شکلی داشته باشند، دولت هم موقعیت رو مناسب دید، تبلیغات کثیری روی استارت آپ و دانش بینیان ترتیب داد تا نسل جوان آمازون های جدیدی به وجود بیاورند، ولی واقعیت این است که با تمام تلاش هایی که این شرکت ها یا استارت آپ ها  انجام می دهند، اکثریت آنها محکوم به شکست هستند و آنهایی هم که به درآمد می رسند اکثرا در حد بخور و نمیر است. شاید این تلاش ها در مسیر های دیگر خرج می شد بازده بسیار بالاتری داشت.
همچنین افرادی همچون ماهان تیموری شروع به تکثیر شدن کردن که سخنرانی های انگیزشی درباره ی چگونه پولدار شدن، ترتیب می دادند تا خودشون از این سخنرانی ها و مشاوره ها به ثروت عظیمی دست یابند.
در این دهه شاهد رشد مهد کودک ها بودیم و خواهیم بود. فرزندان دلبند و ناناس دهه شصتی ها در این دهه متولد شده اند و با توجه شاغل بودن یا برنامه روزانه داشتن والدین نیاز به مهدکودک و جایی که بتوان ساعاتی فرزند را به آنجا سپرد و مادران ساعاتی را برای خودشان داشته باشد، بیش از پیش حس می شود و افرادی که دید آینده نگری داشتند روی مهد کودک سرمایه گذاری کردند و بسیاری از آپارتمان هایی با واحد های متراژ پایین تبدیل به مهد کودک شدند و روز به روز سن پذیرش بچه ها در این مهد کودک ها کاهش می یابد تا بتوانند خدمت رسانی خود را گسترش داده و بتوانند پول بیشتری به جیب بزنند.

در دهه صد: 

احتمالا در این دهه شاهد آن خواهیم بود که گردش و تفریح بسیار رشد میکند و یکی از هزینه های اصلی خانواده ها محسوب می شود، و فروش لوازم تفریحی بسیار افزایش می یابد. در این دهه بچه های دهه شصت دیگر دارای خانواده هستند و احتمالا برخی از آنها دارای درآمد خوبی هستند. برای این بچه ها رفاه خانواده و به خصوص فرزندانشان بسیار مهم است. از این رو برای سفر بهترین هتل ها را انتخاب می کنند. همچنین تجریه سفر هم برایشان مهم است. پس از مکان های خاص هم استفبال می کنند، مثلا تور های کویر گردی، یا رقتن به صحرا با اسب و شب را در چادر سپری کردند. همچنین فرزندان این دهه در نعمت فراوان هستند و هر وسیله تفریحی که پدر و مادر در کودکی از آنها محروم بوده اند به بهترین شکل برای کودک تامین خواهد شد از دوچرخه و اسکیت بگیر تا پلی استیشن و ایکس باکس. احتمالا افرادی که روی شهربازی های خیلی عظیم در حد دیزنی لند سرمایه گذاری کنند، می توانند به درآمد خوبی دست بیابند. 
و همینطور افرادی که ازدواج نکرده اند، احتمالا به صورت حرفه ای به جهانگردی می پردازند تا اوقات فراغت خود را پر نمایند.

پی نوشت: نگارنده در این متن قصد داشته به روند زندگی متولدین دهه شصت  و برخی کسب و کارهایی که در پی آن به وجود آمدند نگاهی گذرا داشته باشد و خوبی و بدی هر کسب و کاری که توانسته از این فرصت طلایی استفاده کند به عهده ی خواننده می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *