نوآوری, کارآفرینی, کارآفرینی دولتی

اشتباه خصوصی سازی صرف

دروغ کارآفرین تنهاست

فکر می کردم خصوصی سازی کلید همه ی مشکلات دولت و ملت است و با مطالعه ی برخی از مقالات و کتاب های این حوزه بر این باور بیشتر پافشاری می کردم ولی من دچار خطای تایید شده بودم، خطایی که از مغز ناقص انسان سر می زند و سبب می شود افراد چیزهایی که در تایید کار یا حرفش هست توجه کنند و مواردی که در تعارض هستند را نادیده بگیرند و فقط به اطلاعاتی که سبب تحریک و تهیج می شوند توجه کنند، من هم تلاش می کردم مراجعی را که در تایید حرف هایم هست مطالعه کنم و به  آنها گوش فرا دهم که در تایید خصوصی سازی نوشته شده بود.  و مواردی که در تعارض هستند را نادیده می گرفتم.
به طور کلی وقتی از کارآفرین سخن به میان می آید، طوری جلوه داده می شود که کارآفرین از دولت ها جدا بوده است و هیچ گونه حمایتی از وی نشده است. وقتی به کارآفرینان نامی نگاهی می اندازیم معمولا خود را در موفقیت خود همه کاره می بینند دیگران نیز همین نگاه را  نسبت به کارآفرینان دارند،کارآفرین ها هم از این شکل دیده شدن خیلی راضیند، به همین علت وقتی صحبت از استیو جابز، الون ماسک و بیلگیتس به میان می آید این ذهنیت برایمان تداعی می شود که اینان بدون حمایت دولت دست به چه کارهایی زدند و  توانستند کل دنیا را بگیرند و با این مثالها از شرکت های میلیارد دلاری ،اکثریت می گویند که دولت نباید به بحث بیزینس وارد شود. ولی وقتی که دقیق تر می شویم میبینیم دولت ها نقش اساسی در  شکل گرفتن بیزینس های جدید بازی می کنند به خصوص در کشورهایی که توانسته اند بیزیینس های جهانی داشته باشند که در صدر همه آمریکا قرار دارد، این دولت ها به خصوص دولت آمریکا  فقط به اصلاح بازار و  امور نمی پردازند بلکه خلق بازار را نیز در دستور کار خود قرار داده اند. یکی از مهمرین شواهد برای ادعای اخیر قوانینی که طی سالهای اخیر جهت حمایت از کارآفرینی و نوآوری  تصویب کرده اند که شامل:

  1. قانون بای دل (1980): درنتیجه مقررات زائد اداری و مقررات دولتی غیرمنطقی، ثروت استعدادهای علمی در کالجها و دانشگاههای آمریکا در هر سال در حال هدر رفتن است. مشکل، سیاست کنونی است که اکثر نهادهای دولتی از سیاست های  حقوق ثبت اختراع نوآوری ها  پیروی می کنند. تحقیقات دولتی اغلب به جای تحقیقات کاربردی، پژوهشهای پایه ای هستند؛ بنابراین، بسیاری از اختراعات در مرحله نخستین ترقی می باشند و قبل از این که تبدیل به یک محصول یا سیستم سودآور شوند، نیاز به هزینه های قابل توجهی دارند. به همین دلایل بود که این قانون تصویب شد همه بتوانند از تحقیقات پیشین که در دانشگاه ها و دولت صورت گرفته است استفاده کنند و آنها را تجاری سازی نمایند.
  2. قانون استیونیون ویدلر(1980):این قانون مستلزم آن است که آزمایشگاههای فدرال به طور فعال انتقال فن آوری به بخش خصوصی برای بهره برداری تجاری را ترویج دهند.
  3. قانون اعتبار مالیاتی(1980): شرکت هایی که بیشتر از درصد مشخصی از درآمد خود را صرف تحقیق و توسعه و آزمایش می نمایند، مالیات آنها به صورت محسوسی کاهش می یابد.
  4. قانون توسعه نوآوری در کسب و کارهای کوچک (1982): اعتبارات لازم جهت راه اندازی کسب و کارها تامین می شود و این سبب می گردد تا بتوانند در مرحله اول ایده ی خود را تجاری سازی دهند و سپس در مراحل بعدی آن را رشد دهند که در هر مرحله دولت با حمایت های مالی و غیر مالی از آنها پشتیبانی می کند.

از جمله دلایل دخالت دولت و اینکه نمی توان بازار را به بخش خصوصی سپرد این است که بازار نابینا است و مسائل اجتماعی و زیست محیطی را نادیده می گیرد مثلا وقتی یک شرکت انرژی بخواهد سرمایه گذاری کند احتمالا به سمت چاه های نفت می رود تا سرمایه گذاری در انرژی پاک . پس مسئله بخش خصوصی تنها شکست در بازار نیست بلکه انتخاب بازار نیز هست. همیشه بازار آزاد در تلاش است که از نزدیک ترین مسیر به پول دست یابد و این طرز تفکر منجر می شود که پیشرفتی رخ ندهد.

آیفون  که همیشه به عنوان مثالی از شکوفایی یک کارآفرین نخبه به نام استیو جابز شناخته شده است توسط دولت و با منابع مالی آن به ثمر رسیده است. آیفونی که به اینترنت وابسته است و اینترنت توسط دارپا که بخشی از وزارت دفاع  آمریکا است اجرایی شده است. صفحه نمایش لمسی آیفون نیز توسط شرکت فینگروکز اختراع شده است، شرکتی که توسط استاد دانشکاه لور و یکی از دانشجویان دکترا وی تاسیس شده که بورسیه موسسه ملی علم و سازمان سیا بود. حتی فناوری سیری را نیز می توان به دولت ایالات متحده نسبت داد و یکی از شرکت های هوش مصنوعی وزارت دفاع این رابط را خلق کرده است.

کارآفرینی همچون الون ماسک که پدیده ی بخش خصوصی شناخته می شود و نام وی همیشه در صدر نخبه های کارآفرینی مطرح شده است نیز از این قاعده مستثنی نبوده است و به طور واضح بدون دخالت دولت به جایی نمی رسید. پروژه های وی از قبیل تسلا موتورز، سولارسیتی و اسپیس ایکس همگی روی موج جدیدی از فناوری دولتی سوار شده اند. این شرکت ها از 9.4 میلیارد دلار از حمایت های دولتی محلی، ایالتی و فدرالی بهره مند شده اند. این کمک ها شامل تخفیف های مالیاتی، کمک هزینه و سرمایه گذاری در کارخانه و وام بوده است. همچنین دولت از طریق تضمین اعتبارات مالیاتی و تخفیف برای پنل های خورشیدی و خودروهای برقی و همچنین با عقد قراردادی به ارزش ۵ / ۵ میلیارد دلار با اسپیس ایکس (برای ناسا و نیروی هوایی ایالات متحده) برای محصولات آنها تقاضا ایجاد میکند (بازار خلق می کند).  با این که برخی از این حمایت های دولتی اخیرا در مرکز توجه رسانه ها قرار گرفته است، هنوز به دو چیز اشاره نشده است. نخست، تسلا موتورز از یک وام دولتي تضمین شده به ارزش ۴۶۵ میلیون دلار بهره برده است. دوم، تسلا، سولارسیتی و اسپیس ایکس از سرمایه گذاری مستقیم در فناوری های کلیدی همچون فناوری های باتری و پنل های خورشیدی توسط وزارت انرژی و فناوری های موشک توسط ناسا بهره مند شده اند.

اشتباه خصوصی سازی صرف همان اشتباهی است که دولت هایی که سعی دارند با تقلید از دولت های کشور های پیشرفته همچون آمریکا در پیش گرفتند در صورتی که در آمریکا نیز دولت ها بسیاری از نوآوری ها را خلق و در اختیار بخش خصوصی قرار می دهند. البته نمی توان نبوغ افرادی چون استیو جابز، الون ماسک و بیلگیتس را نادیده گرفت و همین نبوغ آنها منجر به آن شد که دولت روی آنها سرمایه گذاری کنند. شاید کارآفرینان زیادی توانسته اند بدون کمک دولت به پیشرفت های زیادی دست یابند ولی در تکنولوژی های نوین که بسیار نوآورانه است و تجاری سازی آن ریسک بالایی دارند، دولت ها وارد بازی می شوند تا بتوانند با حمایت ها ی خود ریسک ها را کاهش داده و موجب شوند این فعالیت ها نواورآنه هر چه زودتر به ثمر برسد. پس می توان در زمینه هایی که دارای تکنولوژی بالا و همچنین نیاز سرمایه گذاری زیاد دارد، اصطلاح کارآفرین تنها و بدون یاور (دولت) است، یک دروغ مصلحتی به شمار می آید تا شاید بدون باز کردن پای دولت در در شرکت های نوآورانه خود بتوانند ذهنیت مثبت تری از شرکت های خود بسازند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *