آموزش, زندگی, نوآوری, گیمیفیکیشن

هر دفعه یک تیر برق

گیمیفیکیشن در دوچرخه سواری

پیش نویس: از بچگی وقتی کتاب درسی، غیردرسی، مجله یا هر چیز دیگری که توش عکس داشت می خریدم یا هدیه می گرفتم، آن را ورق نمی زدم که نکند تازگی آن از بین برود و نسبت به آن سرد شوم به خصوص مجلاتی که درونش تصویر زیاد داشت. تصاویر گویی به منزله هدیه ای به من بود که منجر به انگیزه دادن به من برای ادامه ی مطالعه می شد.وقتی در کودکی مجله ی بچه ها گل آقا رو می خریدم قند تو دلم آب می شد و سریع در اولین فرصت  کاریکاتور وسط مجله را بدون اینکه به عکس های صفحات دیگر نگاهی داشته باشم می کندم و به دیوار اتاقم با چسب نواری میچسپاندم. بعدتر هم که به سن نوجوانی رسیدم همین رفتار را نسبت به مجله همشهری جوان با آن طراحی خوبش  داشتم و به صفحات آن نگاه نمی کردم.

حدود شش ماه پیش، دو نفر از دوستانم برای دوچرخه سواری به حوالی منزل ما آمدند و بعدش هم جهت دست بوسی نزد بنده شرفیاب شدند و می خواستند من را گول بزنند و به وسط گود دوچرخه سواری بکشانند تا شاید بتوانند این خرید چهار چرخ (4=2+2) خود را بهتر توجیه نمایند . آنها که می دانستن هیچ چیزی مثل ورزش هیجان انگیز کردن من را به وجد نمی آورد، از این نقطه ضعف سوء استفاده کردن و  شد آنچه می بایست میشد، رفتن به خیابان گمرک همانا و خرید دوچرخه جاینت  نیمه کوهستانی با نیتی خیر جهت ورزش و شاید فرار از ورزش های خسته کننده ای چون بدن سازی لعنتی همانا. اوایل همه داغ بودیم  و برنامه های دوچرخه سواری زیاد میذاشتیم ولی با گذشت زمان این برنامه های گروهی کاهش یافت. همان موقع بود که در نظر آمد وابستگی به دوست و دشمن بهره ای ندارد و تصمیم بر شروع ورزش و دوچرخه سواری مرتب و انفرادی گرفتم تا بتوانم وزنم را کاهش بدهم البته هنوز هم از دوچرخه سواری همگانی استقبال می کنم. اوایل هفته ای دو بار کله ی سحر سیاه زمستون به دوچرخه سواری می رفتم ولی با آمدن بهار و بلند شدن روزها ساعت دوچرخه سواری من نیز به بعد از ظهر انتقال یافت. الان مدت حدود شش ماه است که به صورت نسبتا مرتبی این کار را انجام می دهم، برای اینکه انگیزه ی خودم را از دست ندهم برای خودم فرآیند گیمفیکیشن یا بازی سازی طراحی کردم، که تا الان این کار برام خسته کننده نشده و هر دفعه برایم هیجان انگیزی روز اولش را دارد. قبل از اینکه این فرآیند چه بوده و از چه انگیزاننده هایی استفاده می کنم تا همیشه این کار برایم جذاب باشه، یک تعریفی از گیمیفیکیشن یا بازی سازی ارائه می کنم و برخی از انگیزاننده ها را بر میشمرم و نحوه استفاده از آن انگیزاننده  را برای دوچرخه سواری خود بیان می کنم.

ساده‌ترین تعریف گیمیفیکیشن به این صورت بیان کرد که گیمیفیکیشن یا بازی سازی، هنر تعبیه کردن مکانیزم های بازی در فضاهایی است که به صورت پیش‌فرض برای بازی طراحی نشده‌اند. می توان به ساده ترین انگیزاننده هایی که از زمان بازی های سنتی برای انگیزه و رضایت کاربران تعبیه شده است به این چهار مورد اشاره کرد:

جایزه گرفتن: یکی از انگیزه هایی که سبب ایجاد هیجان برای ما می شود، جایزه است. ارزش مادی جایزه مهم نیست و مهم نفس جایزه گرفتن است. من هم برای دوچرخه سواری از این انگیزاننده استفاده می کنم. هر دفعه که می خواهم دوچرخه سواری کنم یک پادکست خوب فارسی را با آغاز دوچرخه سواریم پلی می کنم و از آن در حین دوچرخه سواری لذت می برم. چیزهای دیگری چون  فایل های صوتی آموزشی، فایل صوتی به زبان انگلیسی و حتی آهنگ را هم امتحان کردم و برای من خیلی جواب نداده و در من تعلیق ذهنی و دنبال کردن ایجاده نکرده است. شاید علت آن که برخی از فایل ها نیاز به تمرکز زیادی داشته و عدم تمرکز و مهارت من سبب ایجاد اضطراب در من گشته و برخی هم به سبب آسان بودن و تکراری بودن، منجر به ایجاد خستگی در من می شد. شاید مدلی که توسط Mihaly Csikszentmihalyi (عمرا بتونید تلفظ کنید چون خودش هم نمی تونه) در کتاب فالو مطرح شد بتواند منظور بنده را بیشتر برساند.

 همانطور که مشخص است در محور افقی و عمودی دو پارامتر در نظر گرفته شده است میزان مهارت شما و میزانی که آن فعالیت چالشی است و وضعیت پیگیری و تعلیق ذهنی شما درست در جایی هست که مهارت شما، با چالش مطرح شده تناسب داشته باشد و بیشتر و کمتر شدن آن، به ترتیب سبب  اضطراب و حستگی می شود.

کسب موفقیت برتر نسبت به دیگران: همیشه اول بودن از دوم بودن بهتر است و دوم بودن از سوم بود، شاید تفاوت بسیاری اندکی بین این دو باشد ولی فردی که طلا میگیره با کسی که مدال نقره میگیره میتونه این تفاوت را درک کنه و برای  همه افراد دیدن اسم خود در سطرهای بالا، سبب خوشحالی آنها می شود اگر چه ممکن است خیلی هایشون بازنده محسوب شوند. شاید این امر برای دوچرخه سواری این باشد که روزانه بتونم مسافت بیشتر و همچنین زمان بهتری از خود یه جای بذارم ولی در کل این برای من چندان انگیزاننده نبوده و جز عوامل اصلی محسوب نمیشه.

احساس موفقیت: ما انسانها همیشه از رسیدن به هدفی که برای خود انتخاب می کنیم خرسند میشویم به خصوص اگر آنها قابل اندازه گیری باشد. من در دوچرخه سواری روزانه یک تیر برق به مسیرم اضافه می کنم و این منجر به انگیزه و احساس موفقیت در من می شود که توانسته ام از دفعه قبل بیشتر دوچرخه سواری کنم و علاوه بر آن به علت کوهستانی و پر پیچ و خم بودن مسیر، منجر به کشف مکان هایی می شود که قبل از آنها را ندیده بودم و شاید اگر این مسیر صاف و مستقیم بود و یا مسیری که همش تکرار می شد (گردش دور چیزی)  به این مقدار برای من انگیزاننده و محرک نبود که منجر به آن شود که هر مرتبه مسیر دوچرخه سواری را گسترش دهم.

خدمت به دیگران:  افراد زیادی تنها هدفشان از مدال آوردن ادای دین به دیگران به طور مثال خانواده و یا کشورشان هست. افرادی که در مسایقات خیریه شرکت می کنند تا بتوانند کمکی کرده باشند. البته در حال حاضر در دوچرخه سواری خدمتی به دیگران انجام نمی دهم ولی با وجود سگ های زیادی که در مسیر دوچرخه سواری وجود دارد، خیلی علاقه مند هستم استخوانها و ته مانده ی غذا ها را با خود به بالای کوه ببرم و به این سگ های بی نوا هم غذایی بدهم. امیدوارم بتوانم هر چه زودتر این کار را عملی کنم.

شاید به صورت کلی بتوان از عوامل اصلی انگیزاننده ی من در دوچرخه سواری موارد زیر را نام برد.
1) گوش دادن به پادکست فارسی در حین دوچرخه سواری:این را به عنوان جایزه برای خودم در نظر می گیرم که عاملیست برای شروع و حرکت اولیه.
2)کشف مسیری که در هر مرتبه دوچرخه سواری صورت می گیرد: عاملی که منجر شده مسیر دوچرخه سواری خود را هر دفعه افزایش دهم.
3)اشتراک گذاری عکس : عاملی که سبب می شد که کله ی سحر زمستان به دوچرخه سواری بپردازم.
در کنار اینها عواملی همچون کاهش وزن، عمل کردن به برنامه و شاید در آینده سیر کردن شکم حیوانات را به انگیزاننده ها اضافه کرد.


پی نوشت:
من هنوز چون روزهای کودکیم ترجیح میدهم که چیزهایی مثل صفحات بعدی مجله قبل از رسیدن به آن برایم نامشخص باشه تا انگیزه ی ادامه دادن آن را داشته باشم، مثل حالا که دوست ندارم ادامه ی مسیر دوچرخه سواریم را زودتر از رسیدن به آن بدانم و حتی اگر روزی یکی از دوستانم من را بخواد جایی ببره که ادامه مسیر را مشخص کنه، احتمالا از رفتن با او امتنتاع بورزم.

منابع :

متمم

safaribooksonline

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *