تقدیر, زندگی, کارآفرینی, کارآفرینی دولتی

کارآفرینی دولتی

چند روز بعد از روی بی کاری یا شاید هم برای در رفتن از تکالیف مدرسه این کتاب را باز کردم و از وسط کتاب چند جمله خواندم، نمی دونم چی شد ولی اتفاقی افتاد که من دیدم کلا نسبت به کتاب عوض شد، دیدم چه نثر جذابی داره که شاید تا اون موقع هر چی خوانده بودم مثل یک آدم کت شلواری با یقه ای سفت گاهی کرواتی و گاهی یقه آخوندی و اتو کشیده بود که خط اتوی شلوار میتونست هندوانه را از قاچ بزند، ولی تیپ این نگارش فرق می کرد همچون آدمی بود که یقه رو کمی باز گذاشته، شلوار شش جیب پوشیده با پیراهن مردانه آسین کوتاه روی شلوار که چسبان نیست و باد زورش میرسه که آن را در تن حرکت دهد و  ضمن رها بودن، شلخته نیست.… ادامه مطلب کارآفرینی دولتی