استارت آپ, ایده, هیمو, کارآفرینی

B2B یا B2C

B2B های گوشه نشین و B2C های پر سر و صدا

چندیست پنجره ی جدیدی روی من گشوده شده است، که انگار به دنیای بسیاری بزرگتری وارد شده ام.دنیایی که رقم های جابجایی در آن بسیار بزرگتر است و در برابر هم صبر و بردباری بیشتری را می طلبد، این حوزه ی جدیدی که خوشبختانه در حال تجربه کردن در آن هستم، حوزه ی B2B یا به عبارتی داد و ستد هایی که بین بیزینس ها اتفاق می افتد، با توجه به آن که در گذشته در حوزه ی B2C فعالیت می کردم و در حال حاظر به B2B ورود کرده ام، در همین حین چند موردی بوده است که تا حد زیادی فکرم را مشغول کرده است که می خواهم دست به خود افشایی بزنم و مقداری از نظرات شخصی خود را به اشتراک بگذارم.

B2B شبیه تیم بسکتبال است و B2C شبیه پیش دبستانی ها

در بیزیس های حوزه B2B آنقدر رقم ها و درآمد ها بالاست که می توان در آمد افراد این سیستم را به تیم بسکتبالی تشبیه کرد که کوتاه قدترین فرد تیم باز هم نسبتا قد مناسبی در بین جامعه دارد و می تواند به درآمد معقولی دست یابد ولی در حوزه ی B2C (کسب و کار با مصرف کننده نهایی در ارتباط است) برای آنکه بتوان در میان بچه های پیش دبستانی قد بلند تری داشت می بایست کش و قوس فراوانی به خود بدهی و تلاش بسیار بیشتر از خود نشان دهی تا بتوانی قد بلند تر و درآمد بهتری ابتدا از بچه های پیش دبستانی و سپس نسبت به میانگین جامعه داشته باشی. احتمالا هرچقدر هم در تلاش باشی به احتمال پایینی بتوان به میانگین تیم بسکتبال رسید. البته باید در نظر داشت که ریسک ها و خطرات آسیب دیدگی در تیم بسکتبال بزرگسالان بیشتر و خطرناک تر است.
دو تجربه ای که داشتم یکی در حوزه B2C و دیگری در حوزه B2B از این قبیل است. زمانی که خشکشویی آنلاین هیمو را راه اندازی نمودم مثلا سود هر تکه لباس حدود سه هزار تومان است. اگر ما روزانه 10 تا سفارش که هر کدام شامل 10 تکه لباس بود حدودا می شد 300 هزار تومان که برای 1 ماه آن مبلغی حدود 9 میلیون تومان کسب می کردیم که در این میان استرس خراب شدن لباس ها، جابجایی آنها، زود یا دیر رسیدن ماشین تحویل البسه و …. این موارد استرس کار را خیلی بالا می برد. ولی تجربه ای که برای فروش برنج به خرده فروش ها داشتیم به این شکل بود که مثلا 10 تن برنجی که در هفته می فروختیم با سود کیلویی 1200 تومان در هفته حدودا 12 میلیون تومان درآمد داشتیم که در ماه می شد حدود 48 میلیون تومان که این فقط یک قلم از محصولی که فروش داشتیم بود. این کار واقعا استرس و انرژی کمی از ما میگرفت. البته شاید مناسب نباشد که دو حوزه ی کاملا متفاوت را با یکدیگر مقایسه کرد و شاید مناسب بود که پخش کننده برنج را با فروشنده برنج مقایسه می کردم ولی تجربه ای که من داشتم در این زمینه بود، خشکشویی هایی هم هستند که مقدار لباس هایی که روزانه دریافت می کنند بسیار بیشتر از این حرفها باشد و پخش کننده هایی هم به همین شکل.

استارت آپ ها روی END USER تمرکز دارند

وقتی به اکثریت استارت آپ ها نگاهی بیاندازیم متوجه خواهیم شد، که اکثرا محصول خود را به مصرف کننده نهایی بفروشند، در صورتیکه بازار بزرگی همچون بیزینس ها را نادیده گرفته اند. ورود به حوزه B2B نسبت به B2C زمان بیشتری را می طلبد، ولی اگر این اتفاق بیافتد، بر و نتیجه شیرین تری خواهد داشت.
استارت آپ ها روی مصرف کننده نهای تمرکز دارند، زیرا
1) شرکت های بزرگی که شناس هستند و الگوی بسیاری از کسب و کار ها هستند، معمولا شرکت هایی هستند که با مصرف کننده نهایی در ارتباط هستند و بر سر زبان افتادن های آنها از هر جهت معمولا یکی از استراتژی های خود این شرکت ها هستند تا به فروش بیشتری دست بیابند. ما معمولا شرکت هایی را می شناسیم که خودمون مصرف کننده ی آن یا نیاز مصرف آن را در خود یا جامعه حس کرده ایم. شرکت هایی مثل اپل، سامسونگ، هیوندایی، ماکروسافت، اوبر و … از جمله شرکت هایی است که ما میشناسیم و معمولا نیاز های خود را در این ها جستجو می کنیم و حتی اگر این شرکت ها بخش های B2B داشته یاشند به هیچ عنوان نظر ما را جلب نمی کنند. ولی اگر ریز تر شیم می بینیم که خود این شرکت ها نیاز به تامین برخی از قطعات، لوازم و.. از شرکت های دیگری هستند تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند. شاید تاپ ترین شرکت ها آنهایی باشند که در بخش B2C فعالیت دارند ولی پس از آنها تعداد شرکت های زیادی هستند که کار B2B می کنند و درآمد های کلانی را دارند کسب می کنند و نیازی به دیده شدن ندارند زیرا مشتریان هدفشان ما نیستیم. معمولا شرکت های B2B چراغ خاموش حرکت می کنند و تمایلی به دیده شدن برای عوام ندارند.
2) با نگاهی به استارت آپ های موجود به این نکته پی می بریم که چون افرادی که در این زمینه فعالیت می کنند، خود مصرف کننده نهایی هستند، معمولا ایده هایی که به ذهن مبارکشان خطور می کند از این جنس هستند. شاید اگر افراد که در حوزه B2B فعالیت می کنند، وارد کسب و کار های جدید و های تک شوند می توان تحولی شگرف در این زمینه ایجاد کرد و گردش مالی های بالا و تبع آن درآمد های بالایی را ایجاد کرد. شاید به علت مشغله زیادی که این افراد دارند یا درآمد خوبی که دارند یا ترسی که برای وارد کردن تکنولوژی به کسب و کار خود دارند، معمولا خلاقیتی که برای ورود به حوزه Hight Tech در آن ها ایجاد نمی گردد.

کارهای بزرگ به صورت آنلاین جا نیافتده

شاید علتی که کسب و کارهای اینترنتی به سمت مصرف کننده نهایی رفته اند این باشد که کارهایی که نیاز به جابجایی و تبادل حجم بالای پول و محصول باشد معمولا به صورت آنلاین انجام نمی گیرد و معمولا به صورت رو در رو و حضوری شکل می گیرد و تا افراد یکدیگر را به شکل های مختلف محک بزنند و محصولات را از نزدیک رویت کنند و اگر لازم باشد قرار دادی در این زمینه نوشته شود.
در این نوع کسب کار ها شاید اینترنت برای پرزنت اولیه مناسب باشد ولی برای ادامه کار نیاز به مراوده هایی خارج از این محیط می باشد. معمولا جوان هایی که به سمت راه اندازی کسب و کارهای اینترنتی می روند، از این قبیل مراودات و ارتباطات برایشان بسیار مشکل است و در ذهنشان این باور را دارند که در کسب و کار اینترنتی باید تماس و ارتباط به حداقل شکل ممکن برسد، غافل از اینکه اینترنت تنها یک ابزار کمکی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *