ایده, نوآوری, کارآفرینی, کتاب

دل بسته گان کرگدن

هنجار اجتماعی یا هنجار بازار

چندی پیش اینستاگرام و تلگرام فیلتر شد، که هنوز تلگرام در کش و قوس فیلتر شدن یا نشدن است. این در حالی است که بسیاری از جوان ها در این پلتفرم های اجتماعی کسب و کاری راه انداخته اند و حتی از دولت هم شناسه گرفتند تا کسب و کار خود را قانونی کنند. شاید فیلتر کردن این شبکه با وجود فیلتر شکن ها و VPN ها محسوس نباشد (برای من محسوس بوده، سرعت به شدت کند شده) ولی این اتفاق باید برای همه کسانی که در فضای آنلاین فعالیت میکنند زنگ خطری باشد که هنوز ابزارهایی همچون وب سایت که متعلق به خود ماست می بایست مهمترین ابزار و سنگ بنای کسب و کار ما باشد و سایر ابزارها در خدمت ابزارهای متعلق به ما باشند. شاید روزی اینستاگرام و تلگرام کلا تعطیل کردند، تکلیف کسب و کار هایی که کلی هزینه کردند چه می شود!

می توان ابزارهای مارکتینگ در دنیای مجازی را به 4 دسته ی:
ابزار های متعلق به ما: ابزارهایی که کاملا به ما تعلق دارند و بود و نبودشان دست ماست همچون وب سایت، سامانه پیامک، اپلیکیشن، سامانه ایمیل و…
ابزارهای تحت کنترل ما: ما در این ابزار ها می توانیم هر چه می خواهیم منتشر کنیم و صفحه شخصی داشته باشیم ولی متعلق به ما نیستند همچون وبلاگ ها، کانال آپارات، کانال تلگرام، اینستاگرام و…
ابزارهای تحت تاثیر ما: ابزار هایی که نه متعلق به ماست نه صفحه شخصی ماست ولی امکان اعمال نظر در آنها وجود دارد همچون وب سایت های دیگران، صفحه اینستاگرام دیگران، گروه های تلگرام، کانال آپارات دیگران و…
ابزارهای دور از دسترس: ابزارهایی که رقیبان ما دارند و دست ما به آنها نمی رسد مثل سایت و سامانه ایمیل رقیبان که می بایست دائما باید آنها را رصد کنیم.

در حال حاضر خیلی از کسب و کار ها فقط وقت و انرژیشان را رو “ابزارهای تحت کنترل ما” می گذارند و روی این ابزار سرمایه گذاری می کنند که می تواند ریسک بالایی داشته باشد. چندی پیش با یکی از همین کسب و کارها آشنا شدم که در اینستاگرام مشغول فعالیت بودند. که موسسین آن سه تا خانم دهه هفتادی بودند. اسم برندشان دل بسته بود و بسته های مربوط به ماهای مختلف بارداری را در بسته بندی های جذاب و سورپرایزی به افراد باردار یا افرادی که می خواهند هدیه ای برای افراد باردار بخرند، شخصی سازی می کنند و برایشان می فرستند. در حال حاضر روی اینستاگرام دارند کسب و کار خود را توسعه می دهند و از “ابزارهای متعلق به ما” غافل شدند که به قول خودشان در مدت فیلترینگ اینستاگرام میزان سفارش دهی و همچنین بازدید از صفحشون کم شده بود .البته یک مزیتی که این کسب و کار دارد این است که فضای اینستاگرام را خوب میشناسد و استراتژیشون را با این محیط تطبیق دادند، یکی از مزیت های دیگر آنها با سایر کسب و کارهای معمول به نظرم نحوه ی برخورد و ارتباط و تعاملاشان با مشتریانش است که سبب شد من این بسته ها را بخرم، گویی هنجار های اجتماعی بیشتر به هنجار های بازاری میچربد و این سبب شد که قیمت اندکی بالای آن با پاسخگویی مناسب آنها و ایجاد یک ارتباط اجتماعی مناسب به نظر نیاید البته باید دید این روش با بزرگتر شدن کسب وکارشان پایدار می ماند یا خیر. در دنیای امروزی خریدن کردن چیزی فراتر از تامین نیاز است و مشتریان میخواهند یک خاطره خوبی از خرید کردن داشته باشند شاید برای همین است که در کنار افزایش خریدهای اینترنتی، روز به روز پاساژ های جدیدی افتتاح می شود. دن اریلی در کتاب نابخردی های پیش پینی پذیر میگه که ما توی دوتا دنیا زندگی می کنیم دنیای مبادلات اجتماعی و دنیای مبادلات بازار. و هر کدام هنجار های خود را دارد. در دنیای مبادلات بازار همه چیز مشخص است و بر اساس هنجار های بازار شکل گرفته به این صورت که شما میرید سوپر مارکت دو تا شیر می خرید و پولشو پرداخت می کنید همه چیز واضح و مبرهن است. ولی در دنیای مبادلات اجتماعی قضیه کمی پیچیده تر میشه، فرض کنید که بعد از مهمانی که در خانه مادر زن عزیزتان شکل گرفته ، و شامی شاهانه برایتان چیده است. بعد از آنکه دلی از عزا درآوردید با مهربانی به مادر زن خود نگاه می کنید و دست در کیف پول خود می کنید و می گویید مامان برای این همه مهر و محبتی که به خرج دادید، چقدر باید پرداخت کنم، فکر می کنید سیصد هزار تومان کافی باشد یا باید چهارصد هزار تومان بپردازد. در این حال سکوت حکم فرما می شود، لیوان نوشیدنی فرو می غلتد، مادر زن عزیزتان با صورتی برافروخته برمی خیزد، خواهرزنتان نگاهی غضب آلود به شما می کند، کودکان زیر گریه می زنند و باجناق پوزخند!

مگر چه شده است که پیشنهاد پول دادن اینقدر غوغا به پا کرد علت چه بوده است.جواب آن است که ما هنجار های بازاری را وارد دنیای اجتماعی خودمان کرده ایم و این باعث  دریده شدن حریم اجتماعی  و منجر به آسیب رساندن روابط میشود. هنجار های اجتماعی در برگیرنده ی درخواست های دوستانه است: زمانی که ما برای اسباب کشیمون نیاز به ماشین دوستمان داریم و از او دوستانه درخواست می کنیم، یا زمانی که ما از دوستانمان می خواهیم که به ما آموزش زبان بدهد ولی اگر همین پیشنهاد را به صورت بازاری مطرح کنیم(مثلا دادن پول به ازای انجام این کار) ، ممکن است درخواست ما به مذاق دوستمان خوش نیاید  . هنجار های اجتماعی در سرشت اجتماعی ما و نیاز ما به اجتماع نهفته است. ولی در هنجار های بازاری این گونه نیست.در هنجار های بازار  هیچ چیز صمیمانه و مبهمی در آن نیست. حتی در دوستی ها هم این مسائل وجود دارد که وقتی هنجار بازاری وارد یک رابطه ایجاد شود واقعا متعفن و بدبو می شود. حالا چطوری باید زحمات مادر زن را جبران کنیم، در دنیای اجتماعی می بایست از هنجارهای اجتماعی استفاده کنیم مثلا برای مادر زن می توان هدیه ای خرید یا ایشان را متقابلا دعوت کرد.

خیلی از کسب و کارها دارند به این سمت میروند که خود را همراهان اجتماعی معرفی کنند و میخواهند نشان دهند که دوستان ما هستند.اگر مشتری این حس متقابل را نسبت به کسب و کار داشته باشد، می تواند مزایای زیادی برای کسب و کار داشته باشد از جمله اینکه مشتریانشان وفاوادار می شوند و حتی مشتریان به قیمت های بالاتر این کسب و کار نسبت به سایر رقبا حساسیتی نشان نمی دهد ولی دربرابر باید زیرکانه عمل کنند و کسب و کارها کاری نکند هنجارهای بازار این رابطه را خراب کند مثلا اگر بانکی رابطه اجتماعی با مشتری خود ایجاد کند و مشتری خوش حساب این بانک یک قسط خود را فراموش کند اگر بانک جریمه ی سنگین به این مشتری اعمال کند نه تنها نابود کننده آن رابطه است و گویی بانک خنجری از پشت به مشتری زده است. یکی دیگر از کسب و کار هایی که در فضای مجازی  به صورت رابطه محور کار میکند و از روش ایجاد رابطه ی دوستانه، مشتریان را به سمت خود جلب کرده که به تازگی سایت هم راه اندازی کرده کرگدن نارنجی است، که  ابتدا از طریق اجتماعی و احساسی رابطه اش را با مشتریان ساخت و محکم کرد و پیشنهادات و خدمات خود (بازسازی ماشین)  را آغشته به این رابطه احساسی کرد  با موضوعاتی درباره سفر با ماشین و ماشین های مسافرتی و حتی بعدتر به سمت تولید کردن محتوای انگیزشی جهت روحیه دادن، هدف داشتن و حرکت رو به جلو پرداخت و مطالبی منتشر می کند، که برای افراد اهل سفر بسیار جذاب است که به نظرم بسیار موفق بوده و نرخ درگیری بالایی با مخاطبان ایجاد کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *