تقدیر, لحظه نگار, کارآفرینی

کودکی کارآفرینان

آیا کار کردن در کودکی برای کودکان مناسب است؟

خانواده ی ما در تلگرام گروهی دارد که هر کسی جنسی با قیمت مناسب و کیفیت مطلوب دارد میتونه بذاره توی این گروه و بقیه بهش سفارش بدن. از شربت نعنا سکنجبین بگیر تا سیراب شیردون. این گروه برای  برای تست بازار خیلی خوبه، اگر جنس ارائه شده در این گروه استفبال شود، این امکان وجود دارد که در بازارهای بزرگتر هم جواب بده. البته این امتحان بازار اغلب سود نسبتا خوبی برای من در پی داشته. هر دفعه جنسی برای عرضه در این گروه قرار می دهم و می بینم تعدادی سفارش ثبت شد لبخند رضایتی بر لبانم مینشیند و به من انگیزه می دهد حتی اگر از فروش این جنس سود چندانی عاید من نشده است. شاید دلیل این خوشحالی اعتمادی که به من شده است ، باشد. و زمانی این لبخند پر رنگتر می شود که رضایت و تشکر مشتری (فامیل) را می بینم و چه شیرین است!

داستان از اینجا شروع شد که یکی از کودکان فامیل هم با راهنمایی و الگوبرداری یکی از آشنایانشان می خواست در  سن حدود 11 یا 12 سالگی وارد فضای بیزینس شود و می خواست شروعش را با فروش جنس در کروه تلگرامی تعاونی آغاز کند. در این زمان بود که اختلاف نظرها پدیدار گشت. گروهی موافق و گروهی مخالف این کار بودند. گروه موافق با مطالبی از این دست که فروشندگی یکی از بهترین راههای خلاقیت کودکان است و افراد موفق از کودکی کار را شروع کرده اند از این کار دفاع می کردند و افرادی که مخالف این کار بودند دلیلشان آن بود که خوب نیست هوش و ذهن کودکان از کودکی پی کسب درآمد باشد و  مزه ی شیرین پول درآوردن ممکن است خلاقیت و توانایی های کودکان را از بین ببرد و بچه را از درس و مشق بندازد. و این بحث ادامه داشت و هر گروه دلایل خود را می آوردند.

من با هر دو گروه موافق هستم، چون جامعه ی ما افرادی را می خواهد با توانایی های مختلف. اگر کودکی دوست داشته باشد که از کودکی وارد فضای بیزینس شود نباید خیلی مانع شد چون در عوض  این یک نفر ده نفر دارند درسشان را سفت و سخت می خوانند و  آینده ای که ما در آن به سر می بریم در انتظار آنهاست. بازاری که سریعا افراد تحصیل کرده را به خود جذب می کند و در حال حاضر هیچ دانشجو و فارغ التحصیل بیکاری را در جامعه مشاهد نمی کنی:)

از این رو در اینترنت درباره ی اینکه افراد موفق و ثروت آفرین در کوکی چه کار کرده اند گوگل کردم. ولی قبل از اینکه نتایج مشخص شود باید نکته ای را مد نظر گرفته شود که هدف افراد از زندگی چیست؟ شاید کسی دوست داشته باشد وارد حوزه علمیه شود و یا اینکه طبیبی حاذق شود و به مناطق دوردست برای مداوای مریضان سفر کند. شاید برای این افراد ورود به بازار کار از کودکی ضرورتی نداشه باشد ولی اگر هم وارد شدند برایشان ضرری ندارد و تجربه کسب میکنند. پس شاید بتوان نتایج این سرچ برای کسانی مناسب باشد که دوست داشته باشند در آینده کسب و کار موفقی برای حودشان داشته باشند مناسب باشد.

بیل گیتس: از همان 15 سالگی وارد تجارت شد و پس از قبولی در دانشگاه هاروارد ان را رها کرد و کسب و کار خود را راه اندازی نمود.
وارن بافت: از 15 سالگی کار کردن را شروع کرد و از کردن در پایین ترین مشاغل واهمه ای نداشت.
مارک زاکربرگ: کارش را کد نویسی آغاز کرد و در 12 سالگی برای دوست پدرش یک برنامه پیام رسان نوشت . او کار کردن در شرکت هایی چون گوگل و مایکروسافت را نپذیرفت و سرانجام در سال دوم دانشگاه ایده فیس بوگ را عملی کرد و از دانشگاه خارج شد.
ایلان ماسکدر سن 12 سالگی کد های یک بازی را نوشت و نیمه کاره رهایش کرد.
مارک کیوبن: در سن 12 سالگی کیسه ی زباله به مردم می فروخت که از هرکدام 3 دلار سود می برد.
جف بزوس: از 4 تا 16 سالگی، تابستان های جف بزوس در مزرعه و دامداری پدربزرگ اش می گذشت. از تعمیر آسیاب های بادی گرفته تا اخته کردن گاوهای وحشی. زمانی هم که دست از اخته کردن گاوها کشید، شروع به کباب کردن آن ها در مک دونالد کرد.

با توجه به آنکه این نتایج فقط از برترین ها به دست آورده شده پس نمی توان به همه تعمیم داد، زیرا باید در کنار این تحقیق افرادی که در کودکی کار کردند و موفقیتی به دست نیاوردند هم بررسی شود و یا افردی که مقاطع تحصیلی را طی کرده اند و بدون آنکه در کودکی کار کرده باشند به موفقیت دست یافتند و  کارآفرینان موفقی شدند (نه به شدت اسامی ذکر شده). ولی می تواند نتایج الهام بخشی باشد و نشان بدهد که افرادی که کسب و کار خیلی موفقی داشتند از کودکی قدم هایی برای آن برداشته اند.

نتایج تحقیقی که توسط پینلی انجام شده بر آن گواه است که حدود 10 درصد کارآفرینان موفق اولین شرکت خود را در سن پایین 20 سالگی راه اندازی کرده اند و 45 درصد آنان در سن بین 20 تا 29 سالگی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *