بداهه نویسی, تقبیح, متفرقه

پرسش های بی حاصل

آداب سوال پرسیدن

گاهی اوقات گفتگو های ما به سمت تخریب طرف مقابل می رود، حتی اگر مقصود بدی هم نداشته باشیم. شاید ریشه ی چنین گفت و شنود هایی مربوط می شود به عدم وجود بحث مشترک یا خاطره ی مشترک بین طرفین گفتگو، از این روی به سوالاتی روی می آوریم که برای طرف مقابل خوشایند نیست.

این سوالات از کودکی ما شروع می شود، از آن وقتی که در جمع فامیل بودیم و بزرگتر های ما از ما می پرسیدند “کلاس چندمی؟” . سوالاتی که جواب دادن به آنها برای دوطرف بی فایده و بدون ضرر است.

برخی از معلمین در روزهای نخستین مدرسه از دانش آموزان می پرسیدند، خودتون را معرفی کنید و در این معرفی می بایست شغل پدر را هم ذکر می کردیم. و متاسفانه دانش آموز از همان روز اول  به واسطه شغل پدر، توسط معلمان و دانش آموزان مورد قضاوت قرار گیرد و با مقام شغلی پدر، رابطه با دانش آموز شکل می گرفت.

با گذشت زمان سوالاتی مطرح می شود که کماکان جواب سوالات برای گوینده ی سوال بی ضرر و بی فایده است و فقط می خواهد بابی برای آغاز گفت و گو باز کند ولی برای پاسخگوی سوال می تواند تبعات منفی زیادی دارد. سوالی نظیر چرا بجه دار نمی شوی، برای فردی که واقعا بچه دار نمی شود و به هر کاری دست زده که بچه دار شود، می تواند بسیار سخت و گزنده باشد و می تواند عواقب زیادی برای فرد پاسخگو داشته باشد.

حال بر فرض که فرد مورد نظر بچه دار هم شد، سوال بعدی حتما “دومی را کی میاری، یکی کمه” است .

سوالات مزخرف بازه ی زمانی خاصی ندارد و شنونده باید عاقل باشه که وارد این دور باطل نشود.

از جمله این سوالات که از کودکی آغاز و به پیری ختم می شود:

کلاس چندمی؟
بابات چه کارست؟
چرا بچه دار نمی شی؟
دومی را پس کی میاری؟
سومی، چهارمی و…؟
بچت چرا ازدواج نمکنه؟
نوه ات رو کی شوهر میدی؟
و سایر سوالات خاله زنکی طور …

یکی از سخت ترین سوال هایی که هر جوان برنایی  ممکن است با آن روبرو شود، کارت چیه؟ مخصوصا اگر سوال کننده از نسلان پیشین باشد، در آن زمان بهترین جواب: بیکاری یا اینکه به دنبال کار درخوری هستم، است و با این جواب، قطعا مورد دلسوزی اطرافیان قرار می گیری و برخی ار آنها  شروع به فحش دادن به مملکت و دولتمردان غیور می کنند که شغلی برای من ایجاد نکردند گه قطعا وظیفه ی دولت ها این نیست به ایجاد شغل بپردازند، حداقل به طور مستقیم.

مثلا پدر بزرگ من از من بپرسد چه کار میکنی و من می گویم در حوزه ی دیجیتال مارکتینگ سایت فلان یا واقعیت افزوده بهمان و یا دیجیتالی کردن کسب و کار، کار می کنم. سوال بعدی پدربزرگ این است که،پس بی کاری!، بگم شوهر عمت یه کاری در فلان شرکت دولتی برات جور کنه….

برای برخی معنی داشتن شغل را، هر روز صبح به مکانی فیزیکی به نام محل کار رفتن و در صورت خوش شانس بودن گرفتن مبلغی در انتهای هر ماه به نام حقوق ثابت ماهانه، هم ردیف میدانند.

 


پ.ن1: سوال در مورد حقوق هم از آن دست سوالاتی است که نیاز به توضیح ندارد.

پ.ن2: قصد نصیحت ندارم و نخواهم داشت، فقط مشکلی را که در اطراف من وجود دارد بازگو کردم . شاید یک نفر کمتر مکدر شود.

1 دیدگاه در “پرسش های بی حاصل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *