استارت آپ, تقبیح, کارآفرینی

اولی های ورشکسته

اول بودن یا آخر بودن

اول بودن همیشه عامل موفقیت یک کسب و کار نیست. کسب و کارهایی که اول هستند به خصوص اگر مبتنی بر وب باشند معمولا با ایده ی نابی شروع به کار می نمایند ولی به چند دلیل نمی توانند به موفقیت چندانی دست یابند از جمله 1) این تیم ها بیشتر رو بعد فنی مانور می دهند و معمولا اکثریت تیم و افراد کلیدی از افراد فنی در حوزه برنامه نویسی تشکیل شده اند، از همین روی بسیار بر روی بعد فنی و برنامه نویسی سایت یا اپ تمرکز می کنند و دید بیزینسی مناسب ندارند. 2) معمولا تیم بازاریابی آنها ضعیف هستند و افرادی که در تیم نقشی ندارند را به عنوان بازاریاب معرفی می کنند. به هیمن دلیل معمولا بازاریابی در این تیم ها ضعیف انجام می شود.3)این کسب و کار ها به خاطر جدید بودن، نیازهای بازار را به خوبی درک نکرده که رسیدن به این درک،نیاز به زمان دارد و شاید برای موفق یودن می بایست قبل از راه اندازی کسب و کار تحقیقات بازار انجام گردد. 4)این ایده های جدید و کسب و کار تابعش معمولا به صورت دانشجویی و با سرمابه اندک شکل گرفته و افراد تیم گاها این سرمایه را کافی میدانند و اعتقادی به جذب سرمایه ندارند. و در صورت ناب بودن ایده، کسب و کار بسیار کند رشد می کند و ممکن است رقبای جدید با قدرت وارد شوند. 5) یه علت کوچک بودن کسب و کار گاها نیازی به انجام کارهای قانونی نمی بینند و در صورت رشد از این نقطه ضربه های شدیدی می بینند.

شاید مواردی که اشاره شد همه ی موارد شکست یک کسب و کار با ایده ناب نباشد ولی بسیاری از موارد اصلی را پوشش می دهد و برای من که اولین خشکشویی آنلاین را راه اندازی کردم دقیقا اتفاق افتاده است. یادم می آید آن زمان تازه در رشته کارشناسی ارشد کارآفرینی گرایش کسب و کار جدید قبول شده بودم به همین جهت جو راه اندازی کسب و کار در من شعله ور گشت.در همین زمان، من لباس هایم را به یک خشکشویی بسیار ارزان و با کیفیت مطلوب میدادم در همین حین که لباس هام رو میدادم جرقه ای در ذهنم ایجاد شد که لباس های فامیلامون رو هم به آنجا بدهم و مقداری به عنوان کمیسیون بردارم. این ایده مطرح شد و از آن استقبال شد و شروع کردم سفارش گرفتن از فامیل، به این شکل که در دو روز از هفته پیامی تلگرامی به اهل فامیل فرستاده می شد که در صورت تمایل البسه خود را به خشکشویی بدهند آن زمان تلگرام گزینه مارک کردن (فرستادن پیام به چند نفر فرستادن) داشت. با توجه به سفارشات خوبی که از این حرکت شد مصصم شدم که خشکشویی آنلاین را راه اندازی کنم و با جستجو در اینترنت به یک تیم فنی اعتماد کردم که آنقدر خوب بودن، که هنوز هم باهاشون کار میکنم. ولی به دلایل بالا و عدم تجربه بنده آن اتفاقاتی که می بایست برای خشکویی آنلاین هیمو نیافتاد. و الان که بازار را می بینم به صورت ماهانه تقریبا یک خشکشویی آنلاین راه اندازی میشه که برخی از آنها بسیار خوب کار می کنند و با تیم قوی و سرمایه مناسب وارد این فضا شده اند. شاید اول بودن همیشه خوب نباشه و دوم یا سوم بودن به شرط رفع کاستی های قبلی و شروع قوی بهتر باشد.

در دنیا نیز بسیاری از شرکت های مطرح همچون گوگل و فیس بوک  نگاه می کنیم ، مشاهده می کنیم که این شرکت ها اول نبودن و به عنوان مثال قبل از گوگل موتور های جستجوی فراوانی بوده است ولی الان 80 درصد سرچ ها در گوگل انجام می شود یا قبل از فیس بوک هم شبکه های اجتماعی فراوانی بوده است ولی هیچکدام فیس بوک نشده است.

به نظرم قبل از اینکه به فکر اول بودن در حوزه ای که وارد می شویم باشیم، ابتدا می بایست نیاز بازار را درک کنیم و از افرادی که آن بازار را می شناسند کمک بگیریم و به صورت جدی و با وقت و سرمایه کافی وارد یک حوزه شد و شاید قبل از ورود یک شرکت قدر در یک حوزه، اول یا آخر بودن معنی نداشته باشد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *